داره این ترم خیلی بهم سخت میگذره
ماهی یه بار بیشتر نمیتونم برم خونه
هروقت مامان زنگ میزنه یا بابا بغض میکنم
دست خودم نیست
دلم واسشون تنگ شده
دلم واسه علیرضام تنگه
جواب اس میده اما گاهی خیلی بی حوصله
علیرضاااااااا
توروخدا مثله قبل باش
بهش گفتم یه روز میخوام ببینمت
گفته باشه
حالا معلوم نیست کی بهم خبر میده
خدا کنه زودتر بگه
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۳ ساعت 23:5 توسط فاطی
|
نفس میکشم تا به جای مردگان خاکم نکنند....