برو نظامــــ ـــــــی....

برو دست از سـ ـــــرم بـــردار...

لیلـــــ ـــــی و مجنــ ــــــون...

شیـــــ ــــــرین و فرهــــ ـــــاد...

اصلا تقصیر تو بود که حالا ما به هم نمیرسـ ــــــیم!!

برو...

من نه شیرینم که فرهادم کــ ــــوه بکند...

نه لیلی که مجنونش سر به بیابــ ــان گذارد...

برو داستان لیلی بیـــــ مجنون بنویس...

داستان شیرین بیــــــ فرهاد...

برو...

قصه های من به درد تو نمیـــــــــخورد!!


چقدر این چند هفته بد بود واسم

پنج شنبه دو هفته پیش فرزاد داشت منو میبرد کلاس که یهو افتاد تو دست انداز

از همون لحظه سر درد گرفتم و هنوز خوب نشدم

هرچی مسکن خوردم فایده نداشت

تو این دو هفته حتی یه صفحه درسم نخوندم و این موضوع خیلی داره نگرانم میکنه 

اگه دیگه نتونم بخونم چی میشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

واقعا پشیمونم که چرا موندم

مدام دارم به این فکر میکنم که کنکور انقدر ارزش نداره 

هم خودم دارم اذیت میشم

هم مامانو بابا و ........

از همه بدتر اینکه همش این تو ذهنمه که اگه کنکورو سال اول خراب نمیکردم شاید علیرضا بود الان

شاید دیگه انقدر اذیت نمیشدم

به قول احمدرضا باید زندگی کنی و لذت ببری ازش

نه اینکه هی استرس درس و کنکور داشته باشی 



دلم خیلی تنگ شده

خدا جون خودت که میدونی